پل های زنده ریشه: میراث مهندسی بومی، اهمیت فرهنگی و چشم انداز آینده در شمال شرق هند
به گزارش سیکانیوز، پلهای زنده ریشه در تپههای خاسی و جاینتیا در ایالت مگالایا، که در زبان محلی "جینگ کینگ جری" (Jingkieng Jri) نامیده میشوند، نمونهای برجسته از هماهنگی انسان با طبیعت و مهندسی زیستی پایدار هستند. این سازههای شگفتانگیز که توسط مردم قبایل خاسی و جاینتیا "رویانده" میشوند، نه تنها وسیلهای برای عبور از رودخانههای خروشان و درههای عمیق هستند، بلکه تجلی فیزیکی جهانبینی، باورهای معنوی و هویت فرهنگی این مردمان به شمار میروند. این گزارش به بررسی جامع ساختار، نمونههای برجسته، اهمیت فرهنگی و معنوی، جنبههای زیستمحیطی، چالشهای پیش رو و تلاشهای حفاظتی برای این پلهای منحصر به فرد میپردازد.
برای دریافت مشاوره و خدمات تخصصی گردشگری و سفر به سراسر دنیا با کارگزار مستقیم تورهای مسافرتی و گردشگری همراه باشید.
فرآیند ساخت: هنری از صبر و طبیعت
ساخت یک پل زنده ریشه، فرآیندی طولانی و مبتنی بر دانش سنتی عمیق است که نسل به نسل منتقل شده است. این پلها "ساخته" نمیشوند، بلکه "رویانده" میشوند؛ فلسفهای که بر همکاری با طبیعت به جای سلطه بر آن تأکید دارد. این سازهها از ریشههای هوایی درخت کائوچوی هندی (Ficus elastica)، گونهای بومی در این منطقه، شکل میگیرند.
- گام اول: انتخاب مکان و گونه درختی: اولین گام، انتخاب مکانی مناسب بر روی رودخانهها و نهرهای خروشان است، جایی که پلهای چوبی به دلیل رطوبت بالا و بارانهای موسمی شدید به سرعت میپوسند. مردم محلی درختان جوان فیکوس الاستیکا را به صورت راهبردی در دو طرف رودخانه میکارند یا از درختان موجود استفاده میکنند. این درخت به دلیل داشتن ریشههای هوایی ثانویه که قوی، انعطافپذیر و با قابلیت رشد طولی زیاد هستند، برای این منظور ایدهآل است.
- گام دوم: هدایت ریشهها با ابزارهای سنتی: این مرحله، اوج خلاقیت و دانش بومی سازندگان را نشان میدهد. با رشد ریشههای هوایی جوان و منعطف، آنها را با دقت به سمت دیگر رودخانه هدایت میکنند. برای این کار، از داربستهای بامبو به عنوان راهنمای اولیه استفاده میشود. هوشمندانهترین تکنیک، استفاده از تنههای توخالی درخت فوفل (Areca catechu) است. سازندگان این تنهها را از طول شکافته و ریشههای نرم را درون این کانالهای چوبی قرار میدهند تا هم از آنها محافظت شود و هم در مسیری مستقیم به سمت ساحل مقابل هدایت شوند.
- گام سوم: استقرار، در هم تنیدن و پیوند طبیعی: هنگامی که ریشهها به ساحل مقابل میرسند، در خاک کاشته میشوند تا مستقر و قوی شوند. با رشد ریشههای جدید، سازندگان با صبر و مهارت آنها را با دست در هم میتنند و به دور یکدیگر میپیچانند تا یک شبکه زنده و یکپارچه را تشکیل دهند. ریشههای اصلی کف پل را میسازند و ریشههای بعدی برای ایجاد نردهها و دیوارههای محافظ به کار میروند. در این فرآیند، ریشهها به طور طبیعی به یکدیگر جوش میخورند (پدیده Inosculation) و یک ساختار واحد و مستحکم را به وجود میآورند.
- گام چهارم: بلوغ و نگهداری مداوم: شکلگیری یک پل کاربردی بین 15 تا 30 سال زمان میبرد. در این مدت، جامعه به طور مداوم از پل مراقبت کرده و ریشههای جدید را به ساختار آن اضافه میکند. برای پر کردن شکافها و ایجاد سطحی صاف برای عبور، سنگها و چوبها در میان ریشهها قرار داده میشوند. با گذشت زمان، داربستهای بامبویی اولیه میپوسند و از بین میروند، اما سازه ریشهای باقی میماند.
- استحکام و طول عمر: برخلاف پلهای ساخته شده از چوب یا فلز که با گذشت زمان فرسوده میشوند، پلهای زنده ریشه با رشد بیشتر، قویتر و پایدارتر میگردند. برخی از این پلها بیش از 500 سال قدمت دارند و میتوانند وزن بیش از 50 نفر را به طور همزمان تحمل کنند. طول این پلها متفاوت است و برخی از آنها به بیش از 50 متر نیز میرسند.
نمونههای برجسته پلهای زنده ریشه
در حالی که دهها پل ریشه در سراسر تپههای خاسی و جاینتیا پراکنده هستند، چند نمونه به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود شهرت جهانی یافتهاند:
پل دو طبقه آمشیانگ (Umshiang Double-Decker Bridge):
- این پل که در روستای نونگریات و در نزدیکی چراپونچی (یکی از مرطوبترین نقاط جهان) قرار دارد، بیشک مشهورترین پل زنده است.
- قدمت آن بیش از 200 سال تخمین زده میشود. ویژگی بینظیر آن، ساختار دو طبقهای آن است. طبق روایات محلی، طبقه دوم به این دلیل ساخته شد که بارانهای شدید موسمی، پل پایینی را زیر آب فرو میبرد و عبور را غیرممکن میساخت.
- برای رسیدن به این پل، بازدیدکنندگان باید مسیری چالشبرانگیز شامل حدود 3000 تا 3500 پله را طی کنند.
طولانیترین پل ریشهای: پل رانگتیلیانگ (Rangthylliang):
- این پل که در نزدیکی شهر پینورسالا قرار دارد، با طولی بیش از 50 متر (حدود 164 فوت) به عنوان طولانیترین پل زنده ریشه شناخته میشود.
- این پل در ارتفاع 30 متری از سطح رودخانه قرار گرفته و ریشههای قطور آن نشان از قدمت زیاد و مقاومت آن در برابر سیلابهای شدید دارد.
سایر پلهای قابل توجه:
- پل نونگباره (Nongbareh): این پل در تپههای جاینتیا واقع شده و با قدمتی بیش از 100 سال و طولی بیش از 50 متر، یکی دیگر از پلهای بسیار طویل است. در نزدیکی این روستا، نمونههایی از پلهای دوطبقه با دهانههای موازی نیز یافت میشود که نشان از پیچیدگی تکنیکهای ساخت دارد.
- پل ریتیمن (Rittymmen): این پل با طول حدود 30 متر (98 فوت) در مسیر پیادهروی به سمت پل دو طبقه نونگریات قرار دارد.
- پل آممونی (Ummunoi): این پل تکریشه با طول حدود 54 متر (177 فوت)، یکی از قدیمیترین و طولانیترین پلهای زنده محسوب میشود.
اهمیت فرهنگی و معنوی: پیوندی میان جامعه، طبیعت و اساطیر
پلهای زنده ریشه فراتر از یک سازه کاربردی، نمادی از ارتباط عمیق مردم خاسی و جاینتیا با محیط زیست خود هستند. این پلها در تار و پود زندگی اجتماعی، فرهنگی و معنوی این جوامع تنیده شدهاند.
جهانبینی آنیمیستی و قداست طبیعت:
- بنیان جهانبینی این مردمان بر باور «آنیمیسم» یا جانگرایی استوار است؛ آنها معتقدند که تمام عناصر طبیعت، از جمله درختان، رودخانهها و سنگها، دارای روح و شعور هستند. از این منظر، انسان جزئی از طبیعت است، نه مالک یا ارباب آن.
- یکی از مهمترین نمودهای این باور، وجود "جنگلهای مقدس" (Sacred Groves) است که «لاو کینتانگ» (Law Kyntang) نامیده میشوند. این جنگلها منزلگاه ارواح نیاکان و خدایان تلقی شده و هرگونه بهرهبرداری یا آسیب رساندن به آنها ممنوع است.
اساطیر و سنتهای شفاهی:
- فرهنگ خاسی و جاینتیا سرشار از سنتهای شفاهی، اساطیر و افسانههایی است که این ارتباط معنوی با طبیعت را روایت میکنند.
- برخی افسانههای محلی، ساخت اولین پلهای ریشه را به یکی از بزرگان قبیله نسبت میدهند که از الهه رودخانه الهام گرفته بود. این داستانها که سینه به سینه منتقل میشوند، بر منشأ مقدس این پلها تأکید دارند.
- درخت فیکوس الاستیکا به خودی خود مقدس شمرده میشود و قطع آن بدون دلیل موجه، عملی نکوهیده و بدشگون تلقی میگردد.
هویت اجتماعی و همکاری جمعی:
- ساخت و نگهداری این پلها یک فعالیت فردی نیست، بلکه نیازمند همکاری و مشارکت چندین نسل از یک جامعه است. این فرآیند طولانی، پیوندهای اجتماعی را تقویت کرده و حس تعلق و مسئولیت مشترک را افزایش میدهد.
- این پلها به نماد فرهنگی منحصربهفرد و هویت مردم خاسی و جاینتیا تبدیل شدهاند.
- جامعه خاسی عمدتاً مادرتبار است و نسب و ارث از طریق زنان منتقل میشود. این ساختار اجتماعی که بر پرورش و مراقبت تأکید دارد، با فلسفهی صبورانه و پرورشدهندهی رویاندن پلهای زنده همراستا است.
جنبههای زیستمحیطی: الگویی برای پایداری
پلهای زنده ریشه نمونهای درخشان از زیرساختهای پایدار و سازگار با محیط زیست هستند که مزایای اکولوژیکی قابل توجهی دارند و به عنوان "معماری همزیست" شناخته میشوند.
- کاهش ردپای کربن: این پلها کاملاً از مواد طبیعی ساخته شده و در فرآیند ساخت آنها از سیمان، فولاد یا سایر مصالح صنعتی که تولیدشان انرژیبر و آلاینده است، استفاده نمیشود.
- حفظ تنوع زیستی: درختان فیکوس و ساختار پل، زیستگاهی برای انواع گیاهان، حشرات و حیوانات کوچک فراهم میکنند. بقای درختان فیکوس به یک نوع زنبور گردهافشان خاص وابسته است و دانشمندان نگرانند که تغییرات اقلیمی این گردهافشانهای حیاتی را تحت تأثیر قرار دهد.
- پایداری و مقاومت در برابر بلایای طبیعی: این پلها به دلیل ماهیت زنده و انعطافپذیر خود، در برابر سیلابهای شدید و بارانهای موسمی که در مگالایا رایج است، مقاومت بالایی دارند.
- جلوگیری از فرسایش خاک: شبکه گسترده ریشههای درختان فیکوس به تثبیت خاک در سواحل رودخانهها کمک کرده و از فرسایش آن جلوگیری میکند.
چالشها و تهدیدات پیش رو
با وجود قدمت و پایداری، این سازههای زنده با تهدیدات جدی ناشی از دوران مدرن روبرو هستند.
گردشگری انبوه و کنترل نشده:
- فرسایش فیزیکی: تردد بیش از حد ظرفیت گردشگران بر روی پلها باعث ساییدگی، خشک شدن و ضعیف شدن ریشهها میشود.
- آسیب مستقیم: برخی گردشگران با قرار دادن سنگ روی ریشهها برای عبور راحتتر، به آنها آسیب میرسانند.
- ساختوسازهای نامناسب: احداث مسیرهای بتنی و پلهها در اطراف پلها، اکوسیستم شکننده آنها را به خطر انداخته و حتی باعث ترک خوردن برخی پلها شده است.
تغییرات آب و هوایی و خطرات زیستمحیطی:
- افزایش بلایای طبیعی: تغییرات اقلیمی با افزایش شدت بارشها، خطر سیل و رانش زمین را که از دلایل اصلی تخریب پلها هستند، افزایش میدهد.
- آتشسوزی و آسیب به درختان: شیره درختان فیکوس قابل اشتعال است و آتشسوزیهای تصادفی میتواند به پلها آسیب جدی بزند. استخراج شیره از درختان نیز سلامت گیاه را تضعیف میکند.
مدرنیزاسیون و تغییرات فرهنگی: تمایل به استفاده از پلهای مدرن بتنی و فولادی و تغییر نگرش در میان نسل جوان، باعث متروکه شدن برخی پلهای ریشهای و فراموشی دانش بومی ساخت آنها شده است.
تلاشها برای حفاظت و آینده پایدار
در پاسخ به این تهدیدات، جوامع محلی و دولت تلاشهای هماهنگی را برای حفاظت از این میراث ارزشمند آغاز کردهاند.
اقدام برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو:
- یکی از مهمترین اقدامات، تلاش برای ثبت "چشماندازهای فرهنگی جینگ کینگ جری مگالایا" در فهرست میراث جهانی یونسکو است.
- این اثر در فوریه 2022 در فهرست آزمایشی یونسکو قرار گرفت.
- هدف از این اقدام، جلب توجه جهانی، تقویت اکوتوریسم پایدار و به رسمیت شناختن جوامع محلی به عنوان حافظان این میراث است.
ابتکارات محلی و دولتی:
- مشارکت جامعه: سازمانهایی مانند "بنیاد پل زنده" (Living Bridge Foundation) در آموزش نسل جوان و نگهداری از پلها نقش کلیدی ایفا میکنند.
- مستندسازی و تحقیق: با حمایت برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)، پروژهای برای نقشهبرداری از بیش از 132 پل زنده و حفاظت از آنها در حال اجراست.
- گردشگری پایدار: تلاشهایی برای مدیریت تعداد بازدیدکنندگان، افزایش هزینههای ورودی برای تأمین بودجه حفاظت و ترویج گردشگری پایدار در جریان است.
- حمایت دولتی: نهادهای ایالتی مانند شورای علوم و فناوری (SCSTE) و سازمان توسعه حوضه مگالایا (MBDA) از مستندسازی و حفاظت از این پلها حمایت میکنند.
خلاصه
پلهای زنده ریشه در تپههای خاسی و جاینتیا (معروف به جینگ کینگ جری)، بیش از یک مسیر عبور ساده هستند؛ آنها میراثی زنده از دانش بومی، همکاری اجتماعی و مهندسی پایدار به شمار میروند که عمیقاً در جهانبینی معنوی این مردمان ریشه دارد. این سازهها که از ریشههای هوایی درخت کائوچوی هندی (Ficus elastica) طی دههها "رویانده" میشوند، تجسم فلسفه همکاری با طبیعت هستند و با گذشت زمان مستحکمتر میگردند. فرآیند ساخت آنها شامل هدایت دقیق ریشهها با ابزارهای سنتی مانند تنههای توخالی درخت فوفل است و نمادی از صبر و آیندهنگری جامعه محسوب میشود. اهمیت فرهنگی این پلها در جهانبینی آنیمیستی مردم خاسی نهفته است که طبیعت را مقدس میدانند و این باور در وجود "جنگلهای مقدس" و افسانههای محلی پیرامون پلها تجلی مییابد. با این حال، این میراث منحصر به فرد امروزه با تهدیدات جدی از جمله گردشگری انبوه، تغییرات آب و هوایی و مدرنیزاسیون روبرو است. در پاسخ، تلاشهای گستردهای شامل فعالیتهای سازمانهای مردمی، مستندسازی علمی و مهمتر از همه، اقدام برای ثبت این پلها در فهرست میراث جهانی یونسکو در حال انجام است تا حفاظت بلندمدت آنها تضمین شود. پلهای زنده ریشه نه تنها یک شگفتی مهندسی، بلکه الگویی برای توسعه پایدار و گواهی بر خرد مردمانی هستند که در هماهنگی با طبیعت زندگی میکنند.